در شنبه شب این هفته آلمان و پرتغال، دو غول بزرگ فوتبال جهان به مصاف هم رفتند. این دیدار جذاب، نهایتا با نتیجه‌ی چهار بر دو به نفع آلمان به اتمام رسید. در این مقاله‌ی اختصاصی از آنساید بررسی می‌کنیم که یواخیم لوو چگونه فرناندو سانتوس را کیش و مات کرد.

در شنبه شب این هفته آلمان و پرتغال، دو غول بزرگ فوتبال جهان به مصاف هم رفتند. این دیدار جذاب، نهایتا با نتیجه‌ی چهار بر دو به نفع آلمان به اتمام رسید. مانشافت بعد از چندین نمایش ضعیف در رقابت‌های مختلف در یک سال و نیم اخیر، با بازی‌ زیبا و البته قاطعانه‌ی خود، نشان داد که هنوز هم مدعی محسوب می‌شود و پرتغال، شک‌ها را نسبت به خود بیش‌ترکرد.

ترکیب دو تیم آلمان و پرتغال. یواخیم لوو ترکیب پایه 343 را گزینش کرده بود، ترکیبی مبتنی بر جابه‌جایی مهاجمان با یکدیگر، نفوذ وینگ بک‌ها و ایجاد برتری عددی پنج مقابل چهار در یک سوم هجومی مقابل خط دفاع چهار نفره‌ی پرتغال. در سمت دیگر، فرناندو سانتوس تیمش را با چینش 433 به میدان فرستاده بود. با به کار بردن دو هافبک تخریبی کنار فرناندزی که دورتر از پست اصلی خود و با وظایف متفاوت بازی می‌کرد.

بازی‌سازی آلمان در عقب و میانه زمین، عملکرد دفاعی پرتغال برای تخریب آن

ابتدا توضیح دهیم که منظور از بازی‌سازی در عقب، میانه و جلوی زمین چیست. انتقال توپ به سمت دروازه‌ی حریف مهم‌ترین نکته‌ی فوتبال است. گل‌ها باعث برنده شدن یک تیم می‌شوند و برای گل زدن باید به دروازه‌ی حریف نزدیک شد. به همین خاطر است که چگونگی نزدیک شدن به آن اهمیت زیادی دارد. می‌توانیم بازی‌سازی و رسیدن به دروازه‌‌ی حریف  را به سه مرحله تقسیم کنیم:

  • بازی‌سازی در عقب زمین (از دروازه‌ی خودی تا آخر یک سوم دفاعی)
  • بازی‌سازی در میانه زمین (از انتهای یک سوم دفاعی تا ابتدای یک سوم هجومی)
  • بازی‌سازی در جلوی زمین (یک سوم هجومی)

لوو از جمله مربیانی است که دوست دارد تیم‌اش کنترل بازی را در دست بگیرد و بازی مشخص خود را بر تیم حریف تحمیل کند. به ندرت دیده شده که آلمان تحت هدایت لوو، توپ را به تیم حریف بدهد و یا بخواهد ضد تاکتیک تیم مقابل را اجرا کند.

یکی از مزایای ترکیبی مثل 343 این است که در مرحله (فاز) اول بازی‌سازی، گزینه پاس‌های عرضی و طولی نسبتا زیادی فراهم می‌شود. سه مدافع مرکزی عرض زمین را پوشش می‌دهند و دو هافبک میانی در جلوی آن‌ها رابط (لینک کننده) بین خط دفاع و خط حمله هستند، به علاوه‌ی وینگ بک ها که در صورت نیاز می‌توانند در جناحین به پیش‌روی توپ کمک کنند.

تمرکز آلمان در بازی‌سازی مرحله اول، روی پیش‌برد توپ با پاس‌های کوتاه اما با سرعت نسبتا بالا، و شکستن پرس ناقص پرتغال بود. هر سه عضو خط دفاعی آلمان، یعنی گینتر، هوملز و رودیگر مدافعان پا به توپی محسوب می‌شوند و توانایی ارسال پاس رو به جلو را دارند. آن‌ها به ترتیب 70، 37 و 58 بار اقدام به پاس کردند و به طور تقریبی درصد موفقیت 89، 97 و 95 را داشته‌اند. سه نفر خط دفاعی آلمان در این بازی روی هم سیزده پاس پروگرسیو (*1) صحیح ارسال کرده‌اند؛ جالب است بدانید که این رقم، از مجموع پاس‌های پروگرسیو صحیح ارسال شده توسط تمام هافبک‌های پرتغال (فرناندز، کاروالیو، پریرا، موتینیو و سانچز) بیش‌تر است. این پاس‌های پروگرسیو به خصوص زمانی که پرتغال گل اول بازی را زد و بعد وارد فرم مید بلاک و لو بلاک (*2) شد، و یا وقتی که آن‌ها توپ را در یک سوم دفاعی آلمان از دست می‌دادند بسیار به روند انتقال سریع‌تر توپ کمک کرد.

پرتغال تا قبل از دقیقه 25 و همچنین اواخر بازی که نیاز به گل داشت، با پرس نفر به نفر خود قصد داشت بازی‌سازی آلمان در یک سوم دفاعی خودش را مختل کند. پرسینگی که البته از لحاظ تئوریک مشکل داشت و در عمل نیز ناهماهنگ بود. رونالدو وظیفه داشت هوملز را یارگیری کند، در حالی که ژوتا و سیلوا عقب‌تر از مدافع میانی حریف در سمت خودشان (مثلا گینتر در سمت ژوتا) جایگیری می‌کردند تا هر وقت توپ به آن‌ها رسید، مستقیما تحت فشار بگذارندشان. کیمیش و گوزنس (به خصوص کیمیش) در هنگام تلاش آلمان برای شکستن پرس پرتغال نقش فعالی داشتند. گوئررو و سمدو وظیفه داشتند هنگام رسیدن توپ به وینگ بک‌ها، آن‌ها را پرس کنند اما به دلیل جایگیری بد، حمایت لازم از پرسینگ پرتغال انجام نمی‌شد.

توپ به کیمیش می‌رسد و گوئررو از میانه‌های زمین به سمت او می‌دود. طبیعی است که تا گوئررو بخواهد برسد، کیمیش فضا و زمان لازم را برای ارسال پاس دارد. سمدو و گوئررو روی هم رفته تنها دو بار در یک سوم دفاعی آلمان رو در رو پرس کرده‌اند.

برونو فرناندز در زمان از دست دادن توپ، از پست خود خارج می‌شد تا کروس را یارگیری کند. یارگیری کردن هافبکی مثل کروس کار سختی است؛ زیرا او دائما در حال حرکت است تا توپ بگیرد و گزینه‌ی پاس برای بازیکنان دیگر ایجاد کند. یارگیری فرناندز تا حدودی مفید بود و باعث می‌شد کروس به راحتی نتواند کار خود را انجام دهد، اما ایراد اصلی این بود که هیچ بازیکنی به طور مداوم گوندوغان را پرس نمی‌کرد و او می‌توانست به راحتی آلمان را از پرس خارج کند. هافبک سمت گوندوغان، ویلیام کاروالیو بود که او توانایی شرکت در پرس را ندارد و نمی‌تواند اثربخشی مناسبی در پرس تیمی داشته باشد. زیرا او ذاتا یک هافبک دفاعی تخریبی و قلدر است و دوندگی و هوش پرس را ندارد. در بسیاری از صحنه‌ها می‌دیدیم که او در دوراهی است که به سمت گوندوغان حرکت کند یا عقب بایستد و فضای میانه زمین را پوشش دهد. این تردید باعث شد که او حتی یک دفعه هم نتواند در یک سوم دفاعی آلمان گوندوغان را تحت فشار بگذارد.

کروس از یک سوم میانی به نزدیک محوطه جریمه آمده تا در بازی‌سازی و انتقال توپ به نویر و مدفعان میانی آلمان کمک کند. فرناندز هم در این حین با او حرکت کرد تا مانع حرکت آزادانه‌ی او شود.

 

یارگیری شدن هوملز توسط رونالدو که در تصاویر قبلی هم مشخص بود. به محض ارسال پاس به رودیگر استارت می‌زند تا او را تحت فشار قرار دهد. همچنین به آزادی گوندوغان هم توجه کنید که در صورت دریافت توپ، بدون مشکل به بازی‌سازی تیم کمک می‌کند و آلمان را به فازهای بعدی حمله می‌برد.

 

در زمانی که پرتغال پرس نمی‌کرد، مدافعان میانی آلمان به راحتی با پاس‌ها و حمل توپ‌های رو به جلوی خود توپ را به میانه‌ی زمین می‌رساندند. رودیگر و گینتر هر کدام به ترتیب 8 و 7 حمل توپ پروگرسیو (*3) داشتند و روی هم مجموعا 373 یارد توپ را جلو بردند؛ بیشتر از دو برابر مجموع حمل توپ رو به جلوی دیاز و په په.

در یک سوم میانی نیز کروس و گوندوغان وظیفه‌ی رساندن توپ به یک سوم هجومی را داشتند و به نوعی لینک کننده (متصل کننده)ی بین خط دفاع و خط حمله محسوب می‌شدند. تونی کروس با سیزده پاس پروگرسیو و سیزده حمل توپ پروگرسیو، یکی از بهترین عملکرد‌های یک هافبک میانی در کل تورنومنت را ثبت کرد.

یکی از بین رودیگر و گینتر (بسته به آن که توپ در چه سمتی باشد) به خط میانی اضافه می‌شدند تا گزینه پاس بیشتری در وسط زمین فراهم کنند. رونالدو در یک سوم میانی و زمین خودی هیچ فعالیت دفاعی نداشت و ژوتا و برناردو سیلوا برای مهار وینگ بک‌ها و تشکیل خط هافبک پنج نفره در جلوی مدافعان، به عقب می‌رفتند. هافبک‌های پرتغال نیز در بلاک دفاعی باقی می‌ماندند و فشار قابل توجهی را روی هافبک‌های آلمان ایجاد نمی‌کردند.

در این صحنه هم رودیگر و هم گینتر به خط میانی اضافه شدند تا برتری عددی را ایجاد کنند.

*1: پاس‌هایی که توپ را حداقل ده یارد به جلو ببرند، یا هر پاسی به محوطه جریمه.

*2:  بلاک‌های دفاعی: نقطه‌ی مقابل کانترپرس. تیم بعد از دست دادن مالکیت توپ، فشار ایجاد نمی‌کند و به عقب‌تر می‌رود تا فضاها را پوشش دهد. بلاک‌های دفاعی به سه نوع low block  (دفاع اتوبوسی، تیم‌های مورینیو)،  mid block( میلان و اکثر تیم‌های دیگر کارلو آنچلوتی) و high block (تمایز این مورد با پرسینگ کمی سخت است؛ اما می‌توانیم پرسینگی که کاملا مبتنی بر بستن مسیرهای پاس باشد را از این نوع بلاک بدانیم) تقسیم می‌شوند.

*3: حمل توپ‌هایی که حداقل پنج یارد توپ را به دروازه‌ی حریف نزدیک کنند، یا هر حمل توپی به محوطه جریمه.

نقشه ‌های آلمان در یک سوم هجومی و ایرادات دفاعی پرتغال

چینش آلمان در یک سوم هجومی، به چیزی شبیه 235 تبدیل می‌شد. با ایجاد خط پنج نفره در جلوی زمین متشکل از کیمیش، گنبری، هاورتز، مولر و گوزنس؛ پشت سر آن‌ها کروس و گوندوغان که وظیفه‌ی لینک کردن بازیکنان هر سمت را داشتند، ایفای نقش می‌کردند و گینتر یک خط جلو می‌آمد و به عنوان یک اورلپینگ سنتربک (*4) بازی می‌کرد. او به ایجاد اورلود (شلوغ کردن یک قسمت از زمین) در سمت راست زمین (که بخش اعظمی از برنامه تاکتیکی آلمان بود و در ادامه به آن می‌پردازیم) کمک فراوانی کرد. همچنین جایگیری گینتر باعث می‌شد تا او، کیمیش و مهاجم آن سمت (مثلا گنبری) جا به جایی‌های موثری را در سمت راست داشته باشند.

گینتر (شماره چهار، بازیکن صاحب توپ) که جلو کشیده است.

نکته دیگر بازی آلمان را می‌توانیم جا به جایی سه مهاجم این تیم بدانیم. آلمان در این بازی هیچ مهاجم هدف خاصی نداشت و حتی مهاجمان‌اش پست خاصی نیز نداشتند. گنبری، هاورتز و مولر دائما با هم جا به جا می‌شدند، بین خطوط حرکت می‌کردند، بین مدافعان پرتغال جایگیری می‌کردند و با فرارها و حرکات پویای خود خط دفاعی حریف را آزار می‌دادند.

فاصله‌ی نسبتا زیاد خط دفاع و خط میانی پرتغال با یکدیگر، باعث شد تا گنبری، مولر و هاورتز با جایگیری در این فضا، موقیعت‌های خطرناکی ایجاد کنند.

جایگیری در فضای بین خط دفاعی و خط هافبک پرتغال. این کار موجب می‌شد مهاجمان آلمان در صورت توپگیری، فضای لازم برای ارسال پاس را داشته باشند و نظم خط دفاع حریف را به هم بریزند.

هیت مپ مهاجمان آلمان

اصلی‌ترین نقشه‌ی آلمان در یک سوم هجومی برای خلق موقیعت، ایجاد اورلود در سمت راست، متمایل شدن بازیکنان پرتغال به آن سمت و در نتیجه آزاد شدن گوزنس در سمت دیگر زمین بود. کلید رسیدن به این امر، برتری عددی پنج به چهار مهاجمان آلمان در مقابل مدافعان پرتغال بود.

هافبک‌ها و مهاجمان آلمان به سمت راست متمایل شده‌اند، هافبک‌ها و مدافعان پرتغال برای مقابله با اورلود آلمان، به سمت راست کشیده می‌شوند. هر کدام از چهار مدافع پرتغال یکی از مهاجمان آلمان را یارگیری کرده است، اما گوزنس خالی مانده و با توجه به خارج شدن مدافعان پرتغال از پست خود به دلیل اورلود آلمان در سمت راست، فضای زیادی برای‌اش فراهم می‌شود. تنها کافی است که بازیکنان آلمان به موقع او را پیدا کنند و پاس لازم را برسانند. کروس، گوندوغان، گینتر و کیمیش جمعا ده پاس تعویض منطقه را در این دیدار به ثبت رساندند، که اکثرا به مقصد گوزنس در سمت چپ بود.

 

تعویض منطقه بازی از کیمیش، سانتر مناسب گوزنس و نفوذ هاورتز که در گل به خودی دیاز تاثیر داشت.

*4: مدافعان میانی که طبق دستور سرمربی، در زمان حمله از پست خود خارج می‌شوند و با اهداف مختلفی به جلو می‌آیند.

پرتغال در هنگام مالکیت توپ و برنامه‌های آلمان در این حین

پرتغال در بازی‌سازی مرحله اول، قصد داشت با مدافعان میانی خود روی زمین بازی کند و به ندرت زیر توپ می‌زد. گوئررو و سمدو به همراه دنیلو پریرا و ویلیام کاروالیو یک خط چهار نفره را رو به روی‌ آن‌ها تشکیل می‌دادند و فرناندز جلوتر می‌رفت تا فاصله‌ی نزدیکی با مهاجمان پرتغال داشته باشد. دو تا از مهاجمان آلمان (معمولا گنبری و هاورتز) فشار متوسطی روی دیاز و په په ایجاد می‌کردند؛ منظور از فشار متوسط این است که قصد آن‌ها از پرس کردن دیاز و په په بازپس‌گیری توپ از آن‌ها نبود، بلکه هدف‌شان این بود که فضا را برای این دو تنگ کنند و اجازه ندهند که بازی‌سازی موثری داشته باشند. روبن دیاز که از بهترین مدافعان جهان در زمینه بازی با توپ محسوب می‌شود، این بازی کاملا تخریب شده بود؛ تنها یک پاس پروگرسیو، صفر حمل توپ پروگرسیو و فقط 49 یارد حمل توپ رو به جلو!

دیگر مهاجم آلمان (معمولا مولر) دنیلو پریرا را یارگیری کرده بود تا نتواند به بازی‌سازی پرتغال کمک قابل توجهی کند. هرگاه توپ به سمدو و گوئررو می‌رسید، دو وینگ بک آلمان فشار نسبی را بر آن‌ها تحمیل می‌کردند. لوو می‌دانست که فرناندز قرار است در هنگام بازی‌سازی مرحله اول پرتغال یک خط جلوتر بازی کند، برای همین کروس را مامور یارگیری او کرده بود و مهندس رئال مادرید هم به خوبی او را محو کرده بود.

کاروالیو در بسیاری از دقایق نزدیک خط دفاع بازی می‌کرد و به همین خاطر، گوندوغان نمی‌توانست او را یارگیری کند؛ زیرا اگر او را تحت فشار می‌گذاشت فضای قابل توجهی در خط میانی آلمان خالی می‌ماند. او اصلا از توانایی بازی‌سازی بهره نمی‌برد و هیچ مزایایی در بازی‌سازی فاز یک به تیم‌اش اضافه نمی‌کند. ارسال دو پاس پروگرسیو و ثبت یک حمل توپ پروگرسیو اصلا آمار خوبی به حساب نمی‌آید. جالب است بدانید پاس‌های کاروالیو مجموعا 70 یارد توپ را به جلو بردند، در حالی که این آمار برای گوندوغان 242 است. بازی دادن به رناتو سانچز از ابتدا، باعث می‌شد تا پرتغال هم در بحث دفاعی تحرک بیش‌تری داشته باشد و هم در بازی‌سازی و شکستن پرس آلمان موفق‌تر عمل کند.

پرتغال در نیمه اول، موقیعت‌های زیادی در جریان بازی ایجاد نکرد و حتی در انجام بازی انتقالی با سرعت بالا هم ناموفق بود. آن‌ها در ابتدای بازی توانستند روی توپ‌گیری هوشمندانه از روی کرنر آلمان و پاس هنرمندانه‌ی برناردو سیلوا دروازه‌ی مانشافت را باز کنند اما در دیگر دقایق این دیدار در موقیعت‌سازی در جریان بازی ناکام بودند.

در نیمه‌ی دوم، آلمان مالکیت توپ را به پرتغال داد و وارد فرم مید بلاک شد. سه مهاجم آن‌ها در فاصله‌ی کمی نسبت به دو هافبک میانی جایگیری کرده و برتری عددی را در خط میانی تشکیل دادند. با پنج نفر در خط هافبک (دو هافبک میانی و سه مهاجم عقب کشیده)، پرتغال مجبور بود توپ را به کناره‌ها ببرد.

برتری عددی آلمان در میانه زمین

هنگامی که پرتغال توپ را به کناره‌ها می‌برد، وینگ بک آلمان بازیکن صاحب توپ را پرس می‌کرد و مدافع میانی سمت او، تبدیل به دفاع چپ می‌شد تا او را پوشش دهد.

چینش دفاعی آلمان در نیمه‌ی دوم. همچنین رونالدو در بسیاری از دقایق برای توپ‌گیری و بیشتر کردن نفرات پرتغال در میانه‌ی زمین، از پست خود خارج می‌شد.