کاپیتان بارسلونا و تیم ملی آرژانتین، درباره ترک کشور خود در کودکی و نحوه علاقه‌مند شدنش به فوتبال تا آمادگی برای کوپا آمریکا صحبت می‌کند.

 

به گزارش آنساید، مجله اوله به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد خود، با لیونل مسی مصاحبه‌ای مفصل پیرامون مسائل مختلف انجام داده که توسط ماریانو دایان، سردبیر و هرنان کلاوس رئیس این مجله گرفته شده است و حدود ۴۵ دقیقه به طول انجامید.

لیونل مسی اینگونه صحبت‌هایش را آغاز می‌کند:

رفتن به بارسا در آن سن برایم بسیار دشوار بود. دوستان زیادی را در روزاریو بخاطر این سفر از دست دادم. امروزه هر پسری از سن ۱۳ یا ۱۴ سالگی تلفن همراه دارد، اما در سال‌های اولیه زندگی من در بارسلونا، ارتباط فقط از طریق پست یا تلفن عمومی امکان پذیر بود.

چرا ریش گذاشتید؟!

من با کمپانی Gillette قرارداد بسته بودم و آنها به من پیشنهاد دادند که مدتی ریش خود را کوتاه نکنم و با آن به کوپا آمریکا بروم. فکر می کنم در سال ۲۰۱۶ بود. خیلی از بازیکنان در آن مقطع ریش داشتند. در مورد موهایم هم همین است. همیشه یا کوتاه بوده یا بلند.

احساس خستگی نمی‌کنید؟ ۱۸ سال فوتبال حرفه‌ای و هر شخصی که بعد از بالابردن جام حذفی اخیر شما را دید، فهمید که هنوز چهره سیری ناپذیر دارید.

من همیشه برای کسب پیروزی، رسیدن به عناوین و قهرمانی‌ها یا تلاش برای کسب آنها رقابت می‌کنم و برای رسیدن به اهدافی که به دنبال آن هستم می‌جنگم، قهرمانی کوپا‌دل‌ری مهم بود و به دلیل همه آنچه تیم پشت سر گذاشت، جام خاصی بود.

درباره لحظات جشن و عکس گرفتن با بازیکنان جوان توضیح بدهید.

ببینید… لحظات زیبایی بود، بازیکنان زیادی از تیم‌های پایه به تیم اول آمده بودند و من این احساس را به خوبی درک می‌کنم، زیرا من هم در آن سن با بزرگ‌ترهای تیم قهرمانی‌ها و بردها را جشن می‌گرفتیم. بله لحظات زیبایی بود.

مادربزرگ شما نسبت به فوتبال‌ تو اشتیاق زیادی داشت. اگر برایمان توضیح دهید جالب خواهد بود.

یکی از برادران من با بعضی از پسر عموهایم بازی می‌کرد. ما بیشتر روزها را اینگونه می‌گذراندیم. من با بچه‌های بزرگ‌تر از خودم بازی می‌کردم. تیم مدرسه فوتبالمان یک بازیکن را از دست داده بود. در آن زمان مادربزرگ من با مربی که مدت‌ها بود او را می‌شناخت صحبت کرد و به او گفت: “این پسر را بازی بده”. مربی به او گفت: “دیوانه هستی؟ چطور از من می‌خواهی این را بازی بدهم! ببین چقدر کوچک است!” مادربزرگم به او اصرار کرد: “او را بازی بده، اجازه بده بازی کند.” سپس مربی راضی شد که من را بازی بدهد و در زمین بازی خوبی ارائه دادم. بعد از بازی مادربزرگ من به او گفت: “برای او کفش فوتبال بخر و هفته آینده برای تمرین با شما او را می‌آورم. همه چیز از آنجا شروع شد. وقتی چهار پنج ساله بودم واقعاً با توپ راه می‌رفتم. من از وقتی شروع به راه رفتن کردم در این زمینه مهارت داشتم. اولین بازی‌ام را در ورزشگاه گراندولی به یاد دارم، برادر و پسر عموهایی دارم که بزرگتر از من هستند و همیشه برای بازی دور هم جمع می‌شدیم.

آیا با سگ‌ات بازی می‌کنی؟!

خوب… من سگ‌ها را دوست دارم، بله من گاهی اوقات با آن بازی می‌کنم. چیرو عاشق هالک است. اولین کاری که او هنگام بیدار شدن انجام می‌دهد سلام و احوالپرسی با اوست. در حقیقت، آنتونلا و چیرو در خانه این سگ را زیاد دوست دارند، اما من نیز او را دوست دارم.

در روزاریو هم سگ داشتید؟

بله، من همیشه سگ داشته‌ام.

ما می‌خواهیم بدانیم لئو در آشپزخانه چگونه است، آیا او یک آشپز است؟

بهتر است از آشپزی دور باشم، من آشپز خوبی نیستم. اما دوست دارم به سرآشپز به بهترین شکل کمک کنم.

مسئول آسادو (کباب) کیست؟ پدرت، یکی از برادرانت یا پسر عموهایت؟

پدرو مادرم مسئول این کار هستند. معمولاً وقتی استخر هستیم یا در تعطیلات هستیم این کار را آنها انجام می‌دهند.

و‌ تو به آنها کمک می‌کنی؟

بله من همیشه به آنها کمک می‌کنم.

چه خوراکی دوست دارید؟

عاشق میلانساس ای هستم که مادرم درست می‌کند که شبیه شنیتزل است. به نظرم به خاطر سسی است که رویش می ریزد. زیادی این غذا را خورده‌ام اما آن غذایی که در خانه و با آن سس خوردم عالی است. بقیه دوستانم هم از دست پخت مادرم خورده‌اند و می گویند که واقعا عالی است.

تلفظ لیو درست است یا لئو؟

در واقع لیو هست، اما می‌گویند لئو!

رفتن به بارسا در سن ۱۳ سالگی چگونه بود؟

در واقع، تصمیم‌گیری دشوار بود، اما در عین حال من از این فرصت دریغ نکردم. در آن زمان می‌دانستم که ترک کردن کشور، مردم، دوستان و شروع زندگی جدید در جایی بسیار دور به چه معناست. در ابتدای مسیر لحظات دشواری بود. من مصدوم شدم. یک سال را بدون بازی کردن گذراندم. اما بعدا شانس به من روی کرد، مثل یک پرش سریع بود.

سال ۲۰۰۱ وارد بارسا شدید و سال ۲۰۰۳ شما را در تیم اصلی دیدیم؟

فکر می‌کنم این خیلی به من کمک کرد تا در بارسا بمانم و برای همه آنچه واقعاً اتفاق افتاده، امروز ممکن است هرچقدر که دور باشی اما در همان لحظه نزدیک من باشی، ارتباط بسیار آسان‌تر شده است. در آن زمان تماس گرفتن فقط هر ۳ روز یکبار بود. دوران کودکی من در آرژانتین شگفت انگیز بود، ما طور دیگری زندگی می‌کردیم. واقعیت این است که من از آن روزها بسیار لذت بردم.

آیا اولین گل خود را به یاد داری یا گلی در کودکی؟

آنچه را که در کلیپ‌ها می‌بینم، از برخی مسابقاتی که در محله‌مان برگزار می‌شد را به خاطر می‌آورم. و مسابقات مهمی که در نیوولز حضور داشتم. اما کوچک بودم و آنها را بخاطر ندارم‌.

یادتان هست در خیابان‌های روزاریو بازی می‌کردید؟

بله… من به خاطر دارم که همیشه با دوستانم بازی می‌کردم. همیشه با بزرگ‌تر از خودم بازی می‌کردم اما اجازه نداشتم زیاد با آنها بازی کنم زیرا خیلی کوچک بودم.

از مصدومیت گونه‌ات بگو. این اتفاق برای کارلس پویول هم افتاد و مدتی با محافظ صورت بازی می‌کرد.

در بازی برابر اسپانیول، فکر می‌کنم ۱۴ یا ۱۵ ساله بودم، بازیکن آنها با آرنج من را زد و استخوان گونه من شکست. آخر هفته ما فینال جام کاتالان را داشتیم که در آن رده سنی مسابقات بسیار مهمی بود. دقایقی را بازی کردم و دو گل به ثمر رساندم و دقیقه ۳۰ از بازی بیرون امدم. سه بر صفر بردیم. سر مربی فریاد می‌زدند که لیو بدون محافظ بازی کند. اما من متوجه خطر نبودم. من سرم را خم می‌کردم توپ را نمی‌دیدم و محافظ صورت را در آوردم.

آیا کارهای دیوانه وار زیادی در فوتبال انجام دادی؟

دقیقاً نمی‌دانم منظور شما چیست اما هر کاری را کردم تا بتوانم بازی کنم. من می‌خواستم همه جا بازی کنم؛ چه در باشگاه و چه در محله. هر کجا بازی بود، می‌خواستم بازی کنم و بازی کنم.

در مورد شروع در اینجا صحبت کنیم، عکسی وجود دارد که منتشر شده است، در این عکس شما در هتلی هستید که نوکمپ پشت شماست. آیا آن را دیدی؟

بله بله. دیده‌ام.

آیا هنگام تماشای بازی‌ها آنها را آنالیز می‌کنی؟

واقعا نه. من به عنوان یک تماشاگر آن را دنبال می‌کنم.

حتی لیگ قهرمانان؟ آن را هم هم تحلیل نمی‌کنی؟

نه. من فقط بازی های خودمان و نحوه بازی حریف را تحلیل می‌کنم. وقتی بازی را تماشا می‌کنم فقط از آن لذت می برم و تحلیل نمی‌کنم. هرچند که من عاشق تحلیل رقبا، چگونگی فشار آوردن به آنها و اینکه از کجا می‌توانند به ما آسیب برسانند، هستم، صرف نظر از اینکه این کار برعهده مربی یا کادرفنی‌ست، اما دوست دارم آنها را تحلیل کنم.

کوپا آمریکا در راه است. آیا منتظر آن هستی؟

بله، کل تیم برای این مسابقات هیجان زده هستند و ما مشتاق دیدار با یکدیگر هستیم زیرا بار قبل به دلیل ویروس کرونا تیم ملی اردویی نداشت. این یک تورنمنت متفاوت است زیرا بدون هواداران است اما من مشتاقانه منتظر حضور در آن هستم.

از تو می‌پرسم لیو. در آنجا احساس آزادی می‌کنی؟ آیا مسی بودن سخت است؟ فکر می‌کنم بله زیرا گاهی اوقات چنین چیزهای عالی در برهه‌ای دشوار هستند. اینطور نیست؟

بیش از هر چیزی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، مسئله بیرون رفتن از خانه است. شما می‌خواهید بدون اینکه کسی نگاهتان کند در خیابان قدم بزنید و کارهای عادی انجام بدهید.

آیا با همسرت به سینما می‌روی؟

خیلی کم. ۳ فرزند من برنامه ما را تعیین می‌کنند، من عاشق این هستم که بعد از ظهر با آنها وقت بگذرانم. صبحانه را زود بخوریم و زود بخوابیم. در واقع ما خیلی کم بیرون می‌رویم.

آیا فرزندان شما متوجه معروفیت پدرشان هستند؟

تیاگو و متئو بله، اما آنها در این مسئله متفاوت هستند: تیاگو خجالتی است و دوست ندارد کسی او را بشناسد، متئو برعکس، او عاشق مردم است تا او را بشناسند! اما این دو باهوش هستند.

کودکی‌ات در یک خانواده متوسط ​​بود؟

ما تاسف هیچ چیزی را نمی‌خوردیم زیرا پدر من تمام روز کار می‌کرد تا اینکه به چیزی احتیاج نداشته باشیم. او همچنین بعضی اوقات اضافه کاری می‌کرد. اما من دوستانی داشتم که در یک روستا زندگی می‌کردند که غذا، برق و آب نداشتند.

در دوران مدرسه چطور بودی؟

حقیقت این است که من درس خواندن را دوست نداشتم و برایم سخت بود. اما نمره‌های من همیشه خوب بود‌.

درس خود را تا پایان ادامه دادی؟

بله. من دبیرستانم را در اسپانیا به پایان رساندم، تمرکز چندانی نداشتم، دشوار بود.

وقتی رفتی عربستان، یکی از گارد محافظان تقریبا اسلحه را روی صورت شما گذاشت.

او دیوانه بود، اما این اتفاق تصادفی بود و او حتی متوجه آن هم نشد.

از فوتبال و احساس خودت به آن بگو.

فوتبال بزرگترین عشق من بعد از خانواده‌ام است. برای من حیرت‌انگیز است وقتی به جایی می‌روم و با مهربانی با من رفتار می‌کنند زیرا از من در تلویزیون بازی می‌بینند، و این برای من چیز بسیار خوبی است. وقتی باید کاری انجام دهم یا کاری را پیشنهاد می‌دهم، سعی می‌کنم تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن بکنم و برای آنچه می خواهم بجنگم.

مسی از قطارهایی می‌گوید که فقط یکبار از روی ریل زندگی رد می‌شوند. مسی در ۱۸ سال و ۵ ماهگی خود در یک ال کلاسیکو بازی کرد و به ساموئل اتوئو پاس گل داد و سپس اینیستا بجای او به میدان می‌آید.

متاسفانه وقتی کوچک بودم پیراهن بازیکنان بزرگی که روبروی من بازی کردند را در خواست نکردم. مانند روبرتو کارلوس و رونالدو نازاریو. آنها بازیکنانی هستند که برابرشان بازی کردم و دوست داشتم پیراهنشان را داشته باشم.

وقتی در سن پسر بزرگ‌تر بودی، مشکل رشد پیدا کردی.

آن بیماری بخشی از همه چیز زندگی من بود، تلاش برای بهبودی فقط برای فوتبال بازی کردن من نبود، اما این یک اتفاق خوب بود که در زندگی من رخ داد و این را نه فقط به خاطر فوتبالیست شدن، بلکه بخاطر زندگی‌ام می‌گویم. از این نظر من بسیار مسئولیت پذیر هستم.

لباس‌های زیبایی می‌پوشی. آیا لباس‌هایت را خودت انتخاب می‌کنی یا کسی به تو کمک می‌کند؟

من بیشتر آنها را انتخاب می‌کنم و آنتونلا نیز به من کمک می‌کند، من اهل بررسی دقیق لباسی نیستم، سلیقه خاصی در این زمینه ندارم. هرچه که به من بیاید را می‌پوشم.

اتفاقات چطور شما را آزار می‌دهد؟ مردم در اسپانیا و آرژانتین از مشکلات خود با شما صحبت می‌کنند؟

ببینید من وقتی در مورد سختی مردم جهان چیزی می‌شنوم خیلی ناراحت می‌شوم. اظهار نظر در مورد این جنبه همیشه دشوار است زیرا مردم می‌توانند بگویند: تو فقط صحبت می‌کنی و از رنج و درد مردم چیزی نمی‌دانی. من از همه آنچه در آرژانتین و اسپانیا اتفاق می‌افتد مطلع هستم. من هم مانند سایر مردم از این اتفاقات رنج می‌برم.

چگونه با تکنولوژی سر می‌کنید؟ واتس‌اپ یا اینستاگرام؟

من در هردو هستم. اما فقط هستم و مسائل مهمتری وجود دارد.

ورزش و سرگرمی مورد علاقه‌ات؟

من پدل را دوست دارم و با پپه کوستا (شخصی که همیشه همراه مسی است) بازی می‌کنم.

و پپه در آن خوب است؟

بله خوب بازی می‌کند. من می‌دوم و او کیفیت را به بازیمان می‌دهد. هر سه روز یکبار بازی می‌کنیم.

صورت‌تان هنگام صحبت درباره گذشته روشن می‌شود.

بله بله. همانطور که گفتم کودکی من در آرژانتین دیدنی بود. زمان دیگری نیز بود. ما جور دیگری زندگی کردیم. پسری در آرژانتین نیز متفاوت از آنچه امروز است به روشی دیگر نیز زندگی می‌کرد. و حقیقت این است که من واقعاً لذت بردم.

کسی که هنوز با فوتبال در ارتباط است در طول زندگی حرفه‌ای شما بسیار مهم بود: لاوتارو فرمیکا (بازیکن سابق نیوولز) دیگری هوگو توکالی، هنگامی که در مورد اینکه لئو کجا می‌خواهد بازی کند و درمورد اینکه تو می‌خواستی به اسپانیا بروی یا نه با او صحبت کردند.

من لاوچا را از نیوولز می شناختم. او متولد ۸۶ است و ما همیشه همدیگر را می‌دیدیم. آنها همچنین یک تیم عالی داشتند. لاوچا و برادرش هم او را می‌شناختند… آنها تمام خانواده را می‌شناختند و من را نیز می شناختند. و لاوچا همیشه به تیم ملی می رفت، من فکر می‌کنم از آنجا که زیر ۱۵ سال آنجا بود و همه آن رده‌ها را پشت سر گذاشت و به زیر ۲۰ سال رسید.

در فنلاند از او درباره تو سوال کردند، در میانه جام جهانی فنلاند…

البته، چون فقط مقابل اسپانیا بازی کردند و در اسپانیا سسک (فابرگاس) حضور داشت…

اینگونه است که مربی اسپانیا درباره شما از توکالی می‌پرسد.

مطمئن نیستم. من آنجا نبودم؟ درست است؟

بله چون تو آنجا نبودی. همانطور که آنها شروع به کشف کردن می‌کنند و این زمانی است که هوگو…

البته سسک بود که در بارسلونا با من بازی کرد. و من در زیر ۱۷ سال بودم و این مسئله مطرح شد که چرا من آنجا نیستم. و از آنجا همه چیز بیرون می‌آید. و لاوچا همیشه شناخته شده بود و بعداً وقتی به زیر ۲۰ سال رسیدم، برای تطبیق خودم با تیم به من کمک زیادی کرد. چون آن تیم مدت‌ها بود که کار می‌کرد و من به عنوان بازیکنی جدید وارد شدم. و داشتن حمایت او (فرمیکا) در آن زمان مهم بود.

و او را دنبال می‌کنی؟ چون او حرفه شما را دنبال می‌کند. بیایید بگوییم… آیا شما ارتباط خود را حفظ می‌کنید؟

بله بله. آن تیم زیر ۲۰ سال آرژانتین تماشایی بود. هر دو تیم در کوپا آمریکا (کلمبیا) و جام جهانی ۲۰۰۵ (هلند) نیز.

در پایان، چه پیامی به آرژانتینی‌ها می‌دهید؟

من همیشه همین حرف را به مردم می‌زنم، از نحوه برخوردشان با من همیشه سپاسگزارم، می‌دانم آرژانتینی‌ها نیز علی‌رغم اینکه سال‌های سختی را پشت سر گذاشته‌ایم، من را خیلی دوست دارند. من می‌دانم که ما دوران سختی را پشت سر می‌گذاریم، همچنین به دلیل مسئله ویروسی که همه وضعیت دنیا را به شدت بد کرده است و ما را نیز سخت تحت تأثیر قرار می‌دهد. امیدوارم مثل همیشه رو به جلو حرکت کنیم و همه بتوانیم با هم و در همان سطح تیم ملی به ساختن کشور خود ادامه دهیم.

ما قصد داریم آخرین هدیه را به شما بدهیم. این برای شما، بلکه برای فرزندان شما نیز هست. این یکی هرگز را نبردید! سه گل هم نزدید. این یک توپ ویژه است که ما برای ۲۵ سالگی روزنامه ساخته‌ایم. برای پسرانت.

پسران مرا با توپ درون خانه دیوانه کرده‌اند.

آنها زیاد وسایل را می‌شکنند؟

همه روز با توپ هستند. دیوانه کننده است. آنها باغ را دارند ولی دوست دارند در خانه بازی کنند…

ما برای شما چیزی آورده‌ایم که می تواند پیچیده باشد، اما می‌خواستیم با توپ فوتبال که یکی از علایق زیبای شماست، مصاحبه را تمام کنیم.

مطمئناً با ارزش است.

و اکنون برای اتمام مصاحبه ما از شما پیامی برای ۲۵ سالگی روزنامه می‌خواهیم.

خوب این ۲۵ سال را به شما تبریک می‌گویم، آسان نیست که همیشه در همان سطح بمانید. در مقایسه با یک ورزشکار، شما سال‌ها بهترین بودن را نیز سپری کردید، در سطح اول، در خط مقدم رقابت می‌کردید و این آسان نیست، مدت زمان طولانی است. آرزو می‌کنم همیشه به عنوان یک روزنامه در کشور مرجع باشید و این دستاورد بیشتری برای شما داشته باشد.

 

توپی که توسط سردبیر و رئیس مجله اوله به مسی هدیه داده شد.

قاب عکسی که به مسی هدیه داده شد و با طلا غسل داده شد.